![]() |
![]() |
|
| هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد |
|
یلدا نام یک فرشته است ، بالا بلند با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره . یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود . با اولین شب پاییز و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر آسمان می کشید . تا آدم ها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند . یلدا هر شب بر بام بلند آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت و لابه لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد . و گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد . یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت . آتش که می دانی ، همان عشق است . یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد . آتش در یلدا بارور شد . فرشته ها به هم گفتند :" یلدا آبستن است . آبستن خورشید . و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد و شبی که آخرین قطره را ببخشد ، دیگر زنده نخواهد ماند ." فرشته ها گفتند :" فردا که خورشید به دنیا بیاید ، یلدا خواهد مرد ."
یلدا همیشه همین کار را می کند ، می میرد و به دنیا می آورد . یلدا آفرینش را تکرار می کند . راستی ، فردا که خورشید را دیدی ، به یاد بیاور که او دختر یلداست و یلدا نام همان فرشته است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت .
....روز عرفه رو خوب درک کنیم.... ....شب یلدای همتون مبارک.... ....عید قربانتون هم مبارک....
|
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم آذر 1386 مجید ندافیون |
|
|
شيخ صدوق رحمه الله به سند معتبر از ابن عباس روايت كرده كه گفت : در خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام بودم هنگاميكه به جنگ صفين مي رفت چون در نينوا منزل كرد با صداي بلند فرمود : ابن عباس آيا اين موضع را مي شناسي ؟ گفتم : نه يا اميرالمؤمنين.فرمود : اگر اين موضع را همچون من شناختي از آن گذر نمي كردي تا همانند من گريه كني. آن بزرگوار بسيار گريست تا آنكه ريش مباركش تر شد و اشك بر سينه اش جاري گشت و ما نيز گريان شديم و حضرت فرمود:مرا با آل ابي سفيان چكار،مرا با آل حرب چه مي شود كه حزب شيطان و اولياء كفرند، صبر كن يا اباعبدالله كه به پدرت رسيد از آنها مثل آنچه به تو خواهد رسيد . پس آب طلب نمود و وضو گرفت و نماز خواند . بعد از نماز نيز همان سخنان را مي فرمود و مي گريست تا اينكه ساعتي به خواب رفت چون از خواب بيدار شد. فرمود : آيا خبر دهم به تو آنچه اكنون در خواب ديدم؟عرض كردم : پيوسته ديده شما در استراحت باد و آنچه ديدي خير است يا اميرالمومنين . فرمود ديدم گويا مرداني چند از آسمان به زير آمدند كه پرچمهاي سفيد در دست و شمشير هاي براق و درخشند حمايل نموده گرد اين زمين خطي كشيدند سپس ديدم گويا اين درختان خرما شاخه هايشان را به زمين مي زنند و خون تازه از آنها مي چكد و حسين فرزند و پاره تن و نور ديده ام در ميان آن خونها غرق شده و فرياد و استغاثه مي كند و كسي بداد او نمي رسد و گويا آن مردان نوراني كه از آسمان آمده بودند او را صدا مي كردند و مي گفتند : ( اي آل رسول صبر كنيد كه شما بدست بدترين مردم كشته مي شويد و اينك بهشت مشتاق تست اي اباعبدالله ) سپس مراتعزيت دادند و گفتند : اي اباالحسن بشارت باد تو را كه خداوند ديده ات را در روز قيامت به او روشن خواهد نمود پس بيدار شدم . سوگند به خدايي كه جان علي در دست اوست مرا خبر داد پيامبر راستگو حضرت ابوالقاسم ( ص) كه من اين زمين را خواهم ديد هنگاميكه براي جنگ با اهل بغي مي روم و اين زمين كرب و بلاست در اينجا دفن مي شود حسين با هفده نفر از اولاد من و فاطمه . اين زمين در آسمانها معروف است و از آن به عنوان زمين كرب و بلا ياد مي كنند چنانكه زمين حرمين ( مكه و مدينه ) و بيت المقدس را ياد مي كنند. آنگاه به من فرمود : ابن عباس در اين حوالي پشكل آهو جستجو كن بخدا دروغ نگويم و به من دروغ نگفته اند آنها مثل زعفران زرد رنگند. ابن عباس گويد : تفحص كردم و آنها را گرد هم يافتند پس ندا كردم يا اميرالمؤمنين همانطور كه فرموده بوديد آنها رايافتم . حضرت فرمود: خدا و رسولش راست گفتند. حضرت برخاست و به سرعت به سوي آنها آمد . آنها را برداشت و بوئيد و فرمود: اين عينا همان است (كه مرا خبر داده اند) ابن عباس آيا داستان آنها را مي داني ؟ اينها را حضرت عيسي بن مريم بوئيده است ! هنگاميكه از اين صحرا عبور مي كرد و حواريين در خدمت او بودند آهواني را ديد كه دراين موضع جمع شده و مي گريند پس حضرت عيسي با حواريين نشستند و مشغول گريه شدند و حواريين سبب نشستن و گريه آن حضرت را نمي دانستند . گفتند : يا روح الله سبب گريه شما چيست؟ حضرت فرمود: آيا مي دانيد اين چه زميني است ؟ گفتند : نه فرمود: اين زميني است كه فرزند پيامبر خدا جگر گوشه طاهره بتول كه شبيه مادر من ( مريم ) است در آن كشته و در اينجا دفن خواهد شد طينتي كه از مشك خوشبوتر است زيرا كه طينت آن فرزند شهيد است طينت انبياء و اولاد انبياء اين چنين است . اين آهوان با من سخن گفتند كه در اين زمين به اشتياق تربت آن فرزند مبارك چرا مي كنيم در اينجا از شر جانوران و درندگان در امان هستيم. پس حضرت عيسي دست برد و اين پشكل ها را برداشت و بوئيد و فرمود بخاطر گياهش چنين خوشبو است . خداوندا اينها را باقي بدار تا پدرش ببويد كه موجب تسلي او گردد. سپس فرمود: اين است كه تا حال مانده و به سبب طول زمان زرد شده است . و اين كشندگان حسين و ياري دهندگان دشمنان او و آنانكه او را كمك نكنند بركت مده . پس بسيار گريست و ما نيز با او گريستيم تا آنكه از بسياري گريه برو در افتاد و مدت زيادي غش كرد. چون بهوش آمد چند پشكل برداشت و در گوشه رداي خود بست و به من دستور داد كه قدري از آنها را بردارم و فرمود: اي پسر عباس هرگاه ديدي از اين پشكلها خون تازه روان مي شود بدانكه اباعبدالله در اين زمين شهيد گشته و دفن شده است. ابن عباس گويد:بخدا من آنها را بيشتر از بعضي واجبات خداي عزوجل محافظت مي كردم و آنها را از جيب خود باز نمي كردم . تا اينكه در خانه خوابيدم به ناگاه بيدار شدم ديدم از آن خون تازه روان است و جيبم پر از خون شده است . من نشستم و گريه كردم و گفتم : بخدا حسين عليه السلام شهيد شده است بخدا سوگند كه علي عليه السلام در هيچ سخني به من دروغ نگفت . و هيچ خبري به من نداد مگر اينكه واقع شد چون رسول خدا (ص) به او چيزهايي خبر ميداد كه به غير او نمي فرمود . ترسيدم و سپيده دم از خانه خارج شدم و ديدم شهر مدينه را غباري چون ابر نازك فرا گرفته كه يكديگر را نمي توان ديد. سپس آفتاب برآمد گويا منكسف است و گويا بر ديوارهاي مدينه خون تازه ريخته اند .پس ( به خانه برگشتم ) نشستم و گريستم . بخدا حضرت حسين عليه السلام شهيد شده است . و صداي از گوشه خانه شنيدم كه مي گفت : اي آل پيغمبر صبر كنيد كه فرزند زهراي بتول كشته شد و روح الامين با گريه و ناله و فغان نازل گرديد. با صداي بلند گريست و من هم گريه كردم و آن تاريخ را ياداشت نمودم روز عاشورا بود چون خبر به مدينه رسيد معلوم شد درهمان روز آن حضرت شهيد شده است . |
|
+ نوشته شده در
سیزدهم آذر 1386 مجید ندافیون |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
آپلود عکس ماهنامه اشکذر حسینیه سفید اشکذر شورای شهر اشکذر دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر پایگاه اطلاع رسانی اشکذر اس ام اس رایگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سیدمحمد خاتـمی مردی از تبار باران از ثلاله زهرا از نسل پاکان امید مردمان ایران زمین دوستش می داریم ایران تو را می خواند رئیس جمهور من به وسعت تمام خوبیها ای اسوه عشق از نسل خوبان از جنس ایران |
|
ASHKEZAR
|