![]() |
![]() |
|
| هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد |
امام عليّ بن موسي الرضا(ع) ـ كه روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدي(ع) ميداند ـ در يكي از بهترين لحظات نيايش خود يعني قنوت نماز ظهر جمعه سرود بيقراري و انتظار سر ميدهد و براي فرج و ظهور آن بزرگوار دعا ميكند: بارالاها، كار ظهور بندة شايسته و خليفة راستينت (امام مهدي) را اصلاح فرما، همانگونه كه كار پيامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودي، و از فرشتگانت نگاهباناني بر او بگمار، و از سوي خويش با «روح القدس» او را ياري و پشتيباني فرما، ديدهباناني ازپيش رو و پشتسر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، كه او تو را مي پرستد و هيچ چيز را همتا و همانند تو نمي داند، پس براي هيچيك ازآفريدگانت برتري و چيرگي نسبت به «ولي» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از ياران او بشمارآور،كه همانا تو بر هر كاري توانایی. (برگرفته از وبلاگ شمیم حضور) میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را به تمامی دوستان تبریک عرض می کنم و امیدوارم خداوند توفیق شناخت این خاندان رو به ما بده.(انشاالله) .....التماس دعا..... |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم آبان 1386 مجید ندافیون |
|
|
ام سلمه – رضي الله عنها – گويد :شبي رسول خدا (ص) از پيش ما بيرون رفت و مدتي دراز از چشم ما ناپديد شد پس آشفته حال و غبار آلود به خانه آمد در حالي كه دست شريفش را بسته بود. عرض كردم يا رسول الله چه شده است كه شما را پريشان و گرد آلود مي بينم ؟ فرمود: در اين زمان به موضعي از عراق كه كربلا گويند مرا سير دادند محل كشته شدن فرزندم حسين و گروهي از فرزندان و اهل بيتم به من نشان داده شد.من پيوسته خون ايشان را از آنجا بر مي گرفتم و آن خونها در دست من است. سپس حضرت دست خود را به طرف من گشود و فرمود : آن را بگير و حفظ كن . پس آن را كه شبيه خاك سرخ بود گرفتم و در شيشه اي نهادم و سر آن را بستم و از آن نگهداري مي كردم . چون حسين عليه السلام از مكه به سمت عراق رهسپار شد هر روز و شب آن شيشه را در آورده مي بوئيدم و به آن نگاه مي كردم و براي مصيبتهاي حضرتش مي گريستم . چون روز دهم محرم رسيد همان روزي كه در آن روز حضرت شهيد شد آن را در اول روز بيرون آوردم به همان حال بود چون در آخر روز به نزد آن رفتم آن را خوني تازه يافتم . پس در خانه خود فرياد كشيدم و گريستم ولكن از ترس اينكه دشمنان در مدينه صدايم را بشنوند و در شماتت ما شتاب كنند اندوه خود را فرونشاندم و پيوسته آن روز و ساعت را در نظر داشتم تا خبر شهادت آن جناب به مدينه رسيد و حقيقت آنچه ديده بودم آشكار گرديد. |
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم آبان 1386 مجید ندافیون |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
آپلود عکس ماهنامه اشکذر حسینیه سفید اشکذر شورای شهر اشکذر دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر پایگاه اطلاع رسانی اشکذر اس ام اس رایگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سیدمحمد خاتـمی مردی از تبار باران از ثلاله زهرا از نسل پاکان امید مردمان ایران زمین دوستش می داریم ایران تو را می خواند رئیس جمهور من به وسعت تمام خوبیها ای اسوه عشق از نسل خوبان از جنس ایران |
|
ASHKEZAR
|