تبليغاتX
السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله
هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد

 

اَلسَّلامُ  عَلَی الحُسَین(ع)

وَ عَلی عَلیِّ بنِ الحُسَین(ع)

وَعَلی اُولادِ الحُسَین(ع)

وَ عَلی اَصحابِ الحُسَین(ع)

 

میلاد حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) و حضرت زین العابدین (ع) را به تمامی دوستان و عاشقان اهل بیت تبریک  عرض می کنم.

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مرداد 1386  مجید ندافیون | 

 

پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده ای قانع کن که از آن چه از نعمت هايت دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبت هايت پوشش بده و برای هميشه به من عافيت،دوری از امراض روحی و جسمی عنايت فرما.

پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آن گاه که مرا از دنيا می بری.

پروردگارا در جستجوی آنچه برايم در نظر نگرفته ای سرگردان و عاجزم مفرما و آنچه را برايم خواسته ای به آسانی و سهولت در اختيارم قرار ده.

 

خدايا پاداش نيکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنين کن.

پروردگارا مرا برای آنچه آفريده ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برايم شده ای، مشغولم مفرما.

خدايا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می کنم.

 

الهی مرا نزد خودم ذليل و بی مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظيم فرما و اطاعت خويش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهيز از آنچه تو را به خشم می آورد را در همه امور به من الهام فرما.ای مـــــــــهربـانــتـــرين مـــهربـــانـان

التماس دعا

+ نوشته شده در  بیست و سوم مرداد 1386  مجید ندافیون | 

 

 

دوش در عالم رویا به بهشتم بردند

واندر آن باغ بهشت دست ملک بسپردند

چه بهشتی همه در هاله ای از نور و سرور

طاقی از گل زده بودند تمامی همه حور

هر که دیدم به جنان مظهر زیبایی بود

ملکم داد نشان آنچه تماشایی بود

ملک گفت به هر جا طلبی لانه بگیر

تو محب حسینی ز جنان خانه بگیر

تا به من از ملک این گونه سخن گشت خطاب

همه ی باغ بهشت بر سر من گشت خراب

گفتم او را که منم تشنه می ناب کجاست؟

همه ارزانی تو خانه ی ارباب کجاست؟

عمر من در طلب دیدن دلدار گذشت

شب و روزم به هوای رخ ارباب گذشت

ببر آنجا که بهشت ازلی می باشد

ببر آنجا که حسین بن علی می باشد

بی حسینم به چه کار آیدم این باغ بهشت

ببر آنجا که نماند به دلم داغ بهشت

یا به دوزخ ببریدم که بسوزند بدنم

یا نشانم بدهید آن صنم بی کفنم

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مرداد 1386  مجید ندافیون | 

بسم الله الرحمن الرحيم

سیمای حضرت فاطمه(س) در روز قیامت

 

 

کیفیت برانگیخته شدن

برانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينده بشر است; زمانى كه معصومان عليهم السلام همواره بدان مى‏انديشند و گاه از خوف آن بيهوش مى‏شدند. فاطمه(س) نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مى‏انديشيد. فكر زنده شدن، عريان بودن انسانها در قيامت، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مى‏برد.

اميرمؤمنان على(ع) مى‏فرمايد:

«روزى پيامبرخدا(ص) بر فاطمه(س) وارد شد و او را اندوهناك يافت. فرمود: دخترم! چرا اندوهگينى؟

فاطمه پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مى‏دهد.

پيامبر فرمود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگى است; اما جبرئيل از سوى خداوند برايم خبر آورد من اولين كسى هستم كه برانگيخته مى‏شوم; سپس ابراهيم و آنگاه همسر على‏بن ابى‏طالب(ع). پس از آن، خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوى تو مى‏فرستد. وى هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت‏برقرار مى‏سازد. آنگاه اسرافيل لباسهاى بهشتى برايت مى‏آورد و تو آنها را مى‏پوشى. فرشته ديگرى به نام زوقائيل مركبى از نور برايت مى‏آورد كه مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مركب سوار مى‏شوى و زوقائيل آن را هدايت مى‏كند. در اين حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاى تسبيح پيشاپيش تو راه مى‏سپارند. اندكى كه رفتى، هفتاد هزار حورالعين در حالى كه شادمانند و ديدارت را به يكديگر بشارت مى‏دهند، به استقبالت مى‏شتابند. به دست هريك از حوريان منقلى از نور است كه بوى عود از آن بر مى‏خيزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت‏حركت مى‏كنند. هنگامى كه به همان اندازه از آرامگاهت دور شدى، مريم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعين به استقبال مى‏آيد و برتو سلام مى‏گويد. آنها سمت چپت قرار مى‏گيرند و همراهت‏حركت مى‏كنند. آنگاه مادرت خديجه، اولين زنى كه به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچمهاى تكبير در دست دارند، به استقبالت مى‏آيند. وقتى به جمع انسانها نزديك شدى، حواء با هفتاد هزار حورالعين به همراه آسيه دختر مزاحم نزدت مى‏آيد و با تو رهسپار مى‏شود.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نهم مرداد 1386  مجید ندافیون | 

روزي حضرت موسي عليه السلام با يوشعه بن نون سير مي كرد چون به زمين كربلا رسيد كفش آن جناب پاره و بند آن باز شد و خار به پاي او نشست و خون جاري گشت.

عرض كرد:خدايا چه گناهي از من سر زد كه مبتلا شدم ؟

به او وحي شد كه در اين موضع حسين عليه السلام كشته و خون او ريخته مي شود و لذا خون تو به موافقت خون وي جاري گرديد.

 عرض كرد: پروردگارا حسين كيست ؟‌

خطاب آمد:‌او فرزند زاده محمد مصطفي و پسر علي مرتضي است .

پرسيد قاتل او كيست؟‌

گفته شد : او ملعون ماهيان دريا و وحشيان صحرا و پرندگان هواست . موسي عليه السلام دست برداشت و بر يزيد لعن و نفرين كرد و يوشع آمين گفت آنگاه به دنبال كار خود روان گشت.(1)

1- بحارالانوار : 44 / 244 ح 41

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1386  مجید ندافیون | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.

پیوندهای روزانه
آپلود عکس
ماهنامه اشکذر
حسینیه سفید اشکذر
شورای شهر اشکذر
دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر
پایگاه اطلاع رسانی اشکذر
اس ام اس رایگان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
سیدمحمد خاتـمی
مردی از تبار باران
از ثلاله زهرا
از نسل پاکان
امید مردمان ایران زمین
دوستش می داریم
ایران تو را می خواند
رئیس جمهور من
به وسعت تمام خوبیها
ای اسوه عشق
از نسل خوبان
از جنس ایران
 

 ASHKEZAR

هفتاد و دو تن
شهرستان اشکذر