![]() |
![]() |
|
| هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد |
|
قتلگاه سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد، |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم فروردین 1386 مجید ندافیون |
|
|
سيد ابن طاوس ره از حضرت سيد سجاد عليه السلام روايت كرده است كه از زماني كه سر مطهر امام حسين عليه السلام را براي يزيد آوردند يزيد (لعين) مجالس شراب فراهم ميكرد و آن سر مطهر را حاضر ميساخت و در پيش خويش مينهاد و شرب خمر ميكرد. روزي رسول سلطان روم كه از اشراف و بزرگان فرنگ بود در مجلس آن ميشوم حاضر بود از يزيد (پليد) پرسيد كه اي پادشاه عرب اين سر كيست؟ يزيد (خبيث) گفت ترا با اين سر حاجت چيست؟ گفت چون من به نزد ملك خويش باز شوم از هر كم و بيش از من پرسش ميكند ميخواهم تا قصه اين سر را بدانم و به عرض پادشاه برسانم تا شاد شود و با شادي تو شريك گردد. يزيد (ولدالزنا) گفت اين سر حسين بن علي بن ابيطالب است. گفت مادرش كيست؟ گفت فاطمه دختر رسول خدا (ص)، نصراني گفت اف بر تو و بر دين تو، دين من از دين شما بهتر است چه آنكه پدر من از نژاد داود پيغمبر است و ميان من و داود پدران بسيار است و مردم نصاري مرا با اين سبب تعظيم ميكنند و خاك مقدم مرا به جهت تبرك برميدارند و شما فرزند دختر پيغمبر خود را كه با پيغمبر يك مادر بيشتر واسطه ندارد به قتل ميرسانيد! پس اين چه دين است كه شما داريد پس براي يزيد (لعين) حديث كنيسه جافر را نقل كرد. يزيد (ملعون) فرمان داد كه اين مرد نصاري را بكشيد كه در مملكت خويش مرا رسوا نسازد. نصراني چون اين بدانست گفت اي يزيد (پليد) آيا ميخواهي مرا بكشي گفت بلي، گفت بدانكه من در شب گذشته پيغمبر شما را در خواب ديدم مرا بشارت بهشت داد من در عجب شدم اكنون از سر آن آگاه شدم، پس كلمه شهادت گفت و مسلمان شد پس برجست و آن سر مبارك را برداشت و بر سينه چسبانيد و ميبوسيد و ميگريست تا او را شهيد كردند. برگرفته از کتاب منتهی الآمال |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم فروردین 1386 مجید ندافیون |
|
|
در كامل بهائي است كه در مجلس يزيد (ملعون) ملك التجاره روم كه عبدالشمس نام داشت حاضر بود گفت يا امير قريب شصت سال باشد كه من تجارت ميكردم، از قسطنطنيه به مدينه رفتم و ده برد يمني و ده نافه مشك و دو من عنبر داشتم به خدمت حضرت رسول (ص) رفتم او در خانهام سلمه بود، انس بن مالك اجازت خواست من به خدمت او رفتم و اين هدايا را كه مذكور شد نزد او بنهادم از من قبول كرد و من مسلمان شدم، مرا عبدالوهاب نام كرد ليكن اسلام را پنهان دارم از خوف ملك روم، و در خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله بودم كه حسن و حسين عليهماالسلام درآمدند و حضرت رسول صلي الله عليه و آله ايشان را ببوسد و بر ران خود نشانيد، امروز تو سر ايشان را از تن جدا كردهاي قضيب به ثناياي حسين عليه السلام كه بوسه گاه رسول خدا (ص) است ميزني! در ديار ما دريائي است و در آن دريا جزيرهاي و در آن جزيره صومعهاي و در آن صومعه چهار سم خر است كه گويند عيسي عليه السلام روزي بر آن سوار شده بود آنرا به زر گرفته در صندوق نهاده سلاطين و امراي روم و عامه مردم هر سال آنجا به حج روند و طواف آن صومعه كنند و حرير آن سمها را تازه كنند و آن كهنه را پاره پاره كرده به تحفه برند، شما با فرزند رسول خود اين ميكنيد. يزيد (ملعون) گفت بر ما تباه كرد، گفت تا عبدالوهاب را گردن زنند. عبدالوهاب زبان بر گشود به كلمه شهادت و اقرار به نبوت حضرت محمد (ص) و امامت حسين (ع) كرد و لعنت كرد بر يزيد (پليد) و آباء و اجداد (عليهم اللعنه) و بعد از آن او را شهيد كردند. |
|
+ نوشته شده در
چهاردهم فروردین 1386 مجید ندافیون |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال ایرانیان در مورد نوروز داستانی کهن دارند که از این قرار است:نخستین کسی که پیش از مسیح در گهواره سخن گفت« زو » از سلاطین پیشدادی ایران بود . در این هنگام قحطی و خشکی فراگیر بود و مردم در سختی به سر می بردند . و به همین خاطر « زو » در گاهواره به سخن آمده و از خداوند درخواست کرد که به مردم رحمت آورد . پس از درخواست وی باران بسیار فرود آمد و مردم و زمین ها سیراب گشتند . پس از این واقعه مردم این روز را نوروز نامیدند و هر سال فرا رسیدن آن را جشن گرفته و شادی ها کردند و بر روی یکدیگر آب ها پاشیدند . ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید : سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش ، پرواز دهد در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت : در این آسمان از برای من کاشانه ای است چند تخم در آن که امید من است . از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت چون این کرد پرستو برای قدردانی ، از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد . این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه ها رد و بدل کنند.
عید نوروز از جنبه دینی و اسلامی نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد . مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمودند:در این روز(نوروز)کشتی حضرت نوح بعد از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت . امیدوارم از مطالبی که جمع آوری کردم خوشتون اومده باشه. سال خوب و پر از خیر و برکتی رو برای همه ایرانیها آرزو میکنم و امیدوارم خوش بگذره. موفق و پیروز باشید و التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
پنجم فروردین 1386 مجید ندافیون |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
آپلود عکس ماهنامه اشکذر حسینیه سفید اشکذر شورای شهر اشکذر دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر پایگاه اطلاع رسانی اشکذر اس ام اس رایگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سیدمحمد خاتـمی مردی از تبار باران از ثلاله زهرا از نسل پاکان امید مردمان ایران زمین دوستش می داریم ایران تو را می خواند رئیس جمهور من به وسعت تمام خوبیها ای اسوه عشق از نسل خوبان از جنس ایران |
|
ASHKEZAR
|