تبليغاتX
السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله
هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد

 

قتلگاه

سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،
سلام بر آن کسى که پرده حرمتش دریده شد،
سلام بر آن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،
سلام بر آنکه با خون زخم هایش غسل داده شد،
سلام بر آنکه از جام های نیزه ها جرعه نوشید،
سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،
سلام بر آنکه سرش از قفا بریدند،
سلام بر آنکه روستائیان دفنش نمودند،

سلام بر آنکه شاهرگش بریده شد،
سلام بر آن مدافع بى یاور،
سلام بر آن محاسن بخون خضاب شده،
سلام بر آن گونه خاک آلوده،
سلام بر آن بدن برهنه،
سلام بر آن دندان چوب خورده،
سلام بر آن سر بالاى نیزه رفته،
سلام بر آن بدن هاى برهنه که در بیابان ها گرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى‌آلودند و درندگان خونخوار بر گرد آن مى گشتند.

... پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند و تو را به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند و راه خلاص و رفتن بر تو بستند تا آنكه هیچ یاورى برایت نماند،
ولى تو حسابگر و صبور بودى، از زنان و فرزندانت دفاع و حمایت می‌نمودى تا آنكه تو را از اسب سرنگون نمودند. پس با بدن مجروح برزمین سقوط كردى درحالی‌كه اسبها تو را با سم هاى خویش كوبیدند و سركشان با شمشیرهاى تیزشان برفرازت شدند،
پیشانى تو به عرق مرگ مرطوب شد و دستان چپ و راستت به باز و بسته شدن در حركت بود، پس گوشـه نظرى به جانب خِیام و حرمت گرداندى. در حالی‌كه از زنان و فرزندانت روگردانده به خویش مشـغول بودى، اسب سوارى ات شتافت، شیـهه كشان و گریـان بجانب خیمه ها رو نمود، پس چون بانوان حرم اسب تیزپاى تو را خوار و زبون بدیدند و زین تو را بر او واژگونه یافتند از پس پرده ها خارج شدند، در حالی‌كه گیسوان بر گونه ها پراكنده نمودند، بر صورت ها مى زدند و نقاب از چهره ها افكنده بودند، و به صداى بلند شیون می‌زدند، و از اوج عزت به حضیض ذلت در افتاده بودند و به سوى قتلگاه تو مى شتافتند،
شمر روی سینه ات نشسته بود و شمشیر خویش را بر گلـویت می فشرد، با دستى محاسن شریفت را در دست داشت و با تیغ تیرش گلوی تو را می برید، اینجا بود که حواس تو از کار افتاد، نفس‌هایت برید و سر مقدست بر بالای نیزه رفت...

+ نوشته شده در  بیست و هشتم فروردین 1386  مجید ندافیون | 

سيد ابن طاوس ره از حضرت سيد سجاد عليه السلام روايت كرده است كه از زماني كه سر مطهر امام حسين عليه السلام را براي يزيد آوردند يزيد (لعين) مجالس شراب فراهم مي‌كرد و آن سر مطهر را حاضر مي‌ساخت و در پيش خويش مي‌نهاد و شرب خمر مي‌كرد. روزي رسول سلطان روم كه از اشراف و بزرگان فرنگ بود در مجلس آن مي‌شوم حاضر بود از يزيد (پليد) پرسيد كه اي پادشاه عرب اين سر كيست؟ يزيد (خبيث) گفت ترا با اين سر حاجت چيست؟ گفت چون من به نزد ملك خويش باز شوم از هر كم و بيش از من پرسش مي‌كند مي‌خواهم تا قصه اين سر را بدانم و به عرض پادشاه برسانم تا شاد شود و با شادي تو شريك گردد. يزيد (ولدالزنا) گفت اين سر حسين بن علي بن ابيطالب است. گفت مادرش كيست؟ گفت فاطمه دختر رسول خدا (ص)، نصراني گفت اف بر تو و بر دين تو، دين من از دين شما بهتر است چه آنكه پدر من از نژاد داود پيغمبر است و ميان من و داود پدران بسيار است و مردم نصاري مرا با اين سبب تعظيم مي‌كنند و خاك مقدم مرا به جهت تبرك برمي‌دارند و شما فرزند دختر پيغمبر خود را كه با پيغمبر يك مادر بيشتر واسطه ندارد به قتل مي‌رسانيد! پس اين چه دين است كه شما داريد پس براي يزيد (لعين) حديث كنيسه جافر را نقل كرد. يزيد (ملعون) فرمان داد كه اين مرد نصاري را بكشيد كه در مملكت خويش مرا رسوا نسازد. نصراني چون اين بدانست گفت اي يزيد (پليد) آيا مي‌خواهي مرا بكشي گفت بلي، گفت بدانكه من در شب گذشته پيغمبر شما را در خواب ديدم مرا بشارت بهشت داد من در عجب شدم اكنون از سر آن آگاه شدم، پس كلمه شهادت گفت و مسلمان شد پس برجست و آن سر مبارك را برداشت و بر سينه چسبانيد و مي‌بوسيد و مي‌گريست تا او را شهيد كردند.

 

            برگرفته از کتاب منتهی الآمال
+ نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1386  مجید ندافیون | 

در كامل بهائي است كه در مجلس يزيد (ملعون) ملك التجاره روم كه عبدالشمس نام داشت حاضر بود گفت يا امير قريب شصت سال باشد كه من تجارت مي‌كردم، از قسطنطنيه به مدينه رفتم و ده برد يمني و ده نافه مشك و دو من عنبر داشتم به خدمت حضرت رسول (ص) رفتم او در خانه‌ام سلمه بود، انس بن مالك اجازت خواست من به خدمت او رفتم و اين هدايا را كه مذكور شد نزد او بنهادم از من قبول كرد و من مسلمان شدم، مرا عبدالوهاب نام كرد ليكن اسلام را پنهان دارم از خوف ملك روم، و در خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله بودم كه حسن و حسين عليهماالسلام درآمدند و حضرت رسول صلي الله عليه و آله ايشان را ببوسد و بر ران خود نشانيد، امروز تو سر ايشان را از تن جدا كرده‌اي قضيب به ثناياي حسين عليه السلام كه بوسه گاه رسول خدا (ص) است مي‌زني! در ديار ما دريائي است و در آن دريا جزيره‌اي و در آن جزيره صومعه‌اي و در آن صومعه چهار سم خر است كه گويند عيسي عليه السلام روزي بر آن سوار شده بود آنرا به زر گرفته در صندوق نهاده سلاطين و امراي روم و عامه مردم هر سال آنجا به حج روند و طواف آن صومعه كنند و حرير آن سمها را تازه كنند و آن كهنه را پاره پاره كرده به تحفه برند، شما با فرزند رسول خود اين مي‌كنيد. يزيد (ملعون) گفت بر ما تباه كرد، گفت تا عبدالوهاب را گردن زنند. عبدالوهاب زبان بر گشود به كلمه شهادت و اقرار به نبوت حضرت محمد (ص) و امامت حسين (ع) كرد و لعنت كرد بر يزيد (پليد) و آباء و اجداد (عليهم اللعنه) و بعد از آن او را شهيد كردند.

 

             برگرفته از کتاب منتهی الآمال
+ نوشته شده در  چهاردهم فروردین 1386  مجید ندافیون | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

ایرانیان در مورد نوروز داستانی کهن دارند که از این قرار است:نخستین کسی که پیش از مسیح در گهواره سخن گفت« زو » از سلاطین پیشدادی ایران بود . در این هنگام قحطی و خشکی فراگیر بود و مردم در سختی به سر می بردند . و به همین خاطر « زو » در گاهواره به سخن آمده و از خداوند درخواست کرد که به مردم رحمت آورد . پس از درخواست وی باران بسیار فرود آمد و مردم و زمین ها سیراب گشتند . پس از این واقعه مردم این روز را نوروز نامیدند و هر سال فرا رسیدن آن را جشن گرفته و شادی ها کردند و بر روی یکدیگر آب ها پاشیدند .

 

ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید : سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش ، پرواز دهد در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت : در این آسمان از برای من کاشانه ای است چند تخم در آن که امید من است . از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت چون این کرد پرستو برای قدردانی ، از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد . این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه ها رد و بدل کنند.


در مورد فلسفه پاشیدن آب به یکدیگر در روز نوروز در گذشته ، مرحوم مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که : و این روزی است که خدا حیات بخشد چندین هزار کس را که از مرگ گریختند یعنی از طاعون و به یک دفعه خداوند قهار ایشان را می راند پس بعد از مدت ها که استخوان شده بودند پیغمبری از پیغمبران خدا بر آن استخوان ها گذشت و از پروردگار خود سوال کرد که به او بنماید که چگونه این استخوان های پوسیده را زنده می گرداند . پس خدا وحی فرستاد به سوی او که آب بریزد بر استخوان های آنها در همان جاهای خود که هستند پس چنین کرد و همه به قدرت الهی زنده شدند و به این سبب سنت شد که آب بر یکدیگر بریزند و در این روز غسل کنند .

 

عید نوروز از جنبه دینی و اسلامی

 

نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد . مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمودند:در این روز(نوروز)کشتی حضرت نوح بعد از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت .
در این روز فرشته وحی بر حضرت رسول(ص)نازل شد و پیام پیامبری بدو داد(عید مبعث)این روزی است که پیامبر اسلام(ص) بت های کفار قریش را در مکه شکست و روزی که حضرت ابراهیم نیز بت های کافران را شکست.
همان روزی است که حضرت رسول(ص)در بین مکه و مدینه صحابه را به دور خود جمع کرد و به آنها مسأله جانشینی حضرت علی(ع)را بعد از خویش ابلاغ نمود(عید غدیر) .
باز در همین روز بود که حضرت رسول(ص)مولای متقیان علی(ع)را فرستاد به وادی جنیان که ازایشان بیعت از برای او بگیرد.
در این روز بعد از کشته شدن عثمان ، مردم با امام علی(ع)بیعت کردند و بدین سان خلافت به امیرالمومنین علی(ع)بازگشت .
امام جعفر صادق(ع)به یکی از صحابه خود می فرمایند : این روز را عجمان حفظ کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما را عریان آن را ضایع کردید و باز بدو فرمودند : در این روز غسل بکن و پاکیزه ترین و بهترین جامعه خویش را بپوش و با بهترین بوها خود را خوشبو ساز .

امیدوارم از مطالبی که جمع آوری کردم خوشتون اومده باشه.

 

سال خوب و پر از خیر و برکتی رو برای همه ایرانیها آرزو میکنم و امیدوارم خوش بگذره.

موفق و پیروز باشید و التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجم فروردین 1386  مجید ندافیون | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.

پیوندهای روزانه
آپلود عکس
ماهنامه اشکذر
حسینیه سفید اشکذر
شورای شهر اشکذر
دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر
پایگاه اطلاع رسانی اشکذر
اس ام اس رایگان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
سیدمحمد خاتـمی
مردی از تبار باران
از ثلاله زهرا
از نسل پاکان
امید مردمان ایران زمین
دوستش می داریم
ایران تو را می خواند
رئیس جمهور من
به وسعت تمام خوبیها
ای اسوه عشق
از نسل خوبان
از جنس ایران
 

 ASHKEZAR

هفتاد و دو تن
شهرستان اشکذر