تبليغاتX
السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله
هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد
اللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمد 

اللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمد 

 

حضرت صادق علیه السلام فرمود:صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام نزد خداوند با تسبیح وتهلیل و تکبیر برابری میکند.

مردی به آن حضرت گفت:فدایت شوم مرا خبری ده از آنکه حقتعالی میفرماید در وصف ملائکه در شب روز تسبیح می گویند و سست نمی شوند وحال آنکه ایشان بر نبی اکرم صلوات الله علیه صلوات میفرستند.آن حضرت فرمود:چون حقتعالی حضرت محمد(ص)  را آفرید به ملائکه امر فرمود که از ذکر من دوری جویید به قدریکه بر محمد صلوات بفرستید.

بنابراین اگر کسی در نمازبر محمد و آل محمد صلوات بفرستد مثل آنست که بگوید سبحان الله،الحمدالله،لااله الاالله و الله اکبر و در علل الشرایع از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود:هرکه خدا رایاد کند ده حسنه برایش نوشته شود و هر که رسول خدا را یاد کند برایش ده حسنه نوشته شود زیرا خداوند آن حضرت را قرین خود گردانیده است.

حضرت علی علیه  السلام فرمود:هر دعایی از آسمان ممنوع است تا اینکه دعاکننده بر محمد وآل محمد صلوات بفرستد.

 کلینی علیه الرحمه از امام صادق(ع) روایت کرده که به اسحق ابن فرخ فرمود:هر که ده بار بر محمد وآل محمد صلوات بفرستد حقتعالی و ملائکه صد بار بر او صلوات میفرستند و هر که صد بار صلوات فرستد خدا و ملائکه هزار بار بر او صلوات میفرستند و آیا قول حقتعالی را نشنیده ای که میفرماید او کسی است که بر شما صلوات فرستاده با ملائکه اش  تا شما را از تاریکی ها بر روشنایی (ایمان) بیرون کند.   

 

                                          صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست           

                                     تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست

 

                                    می رسد با علم سبز امامت بر دوش                

                                 از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست

                          اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

اللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمد 

اللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمداللهم صلی علی محمدوآل محمد 

+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1385  مجید ندافیون | 
 

در راه اسارت اهل بيت (عليهم السلام) وقتي لشكر ابن زياد به كنار دير راهب رسيد سر مقدّس امام حسين (ع) را در صندوق گذاشتند. هنگامي كه خوابيده بودند راهب مي گويد: نيمه شب صدايي را شنيدم كه تسبيح كنان و تقديس گويان اند.«سبحان الله»يا قدّوس مي گويند از دير بيرون رفتم ديدم از صندوقي كه در كنار دير گذاشته بودند نواي عظيم به طرف آسمان قد كشيده و از آسمان فرشتگان دسته دسته كنار صندوق فرود آمده و مي گويند: «السلام عليك يابن رسول الله ، السلام عليك يا ابا عبدالله صلوات الله و سلام عليك» راهب صبح نزد لشكر آمد و از امير لشكر پرسيد به او گفتند خولي است. نزد خولي آمد و پرسيد در اين صندوق چيست؟ گفت: در اين صندوق سر مرد خارجي است كه در سرزمين هاي عراق پيدا شد و ابن زياد او را كشت. از نامش پرسيد گفت: حسين بن علي (عليه السلام).پرسيد نام مادرش چيست؟ گفتند: فاطمه دختر مصطفي (ص).راهب گفت : نابود باشيد از آنچه انجام داده ايد علما و بزرگان ما چه راست گفته اند كه هر وقت اين شخص كشته شود آسمان خون گريه مي كند.از شما مي خواهم اگر ممكن است ساعتي اين سر را به من واگذاريد. آنچه جايزه ي اين سر است به شما مي دهم . راهب سر مقدس را گرفت و با مشك و گلاب شستشو داد و معطر نمود و روي سجاده ي خود گذاشت و ناليد و گريه كرد و با آن سخن گفت: يا ابا عبدالله به خدا بر من سخت است كه چرا در كربلا نبودم تا جان خود را فدايت كنم . آنگاه كه جدّت را زيارت كردي شهادت بده كه من اسلام آورده ام و سپس كلمات شهادت را گفت و اسلام آورد. سپس سر را برگرداند و ديگر در دير نماند بلكه به بيابانها و كوهستانها رفت تا از دنيا رفت.

+ نوشته شده در  بیست و سوم بهمن 1385  مجید ندافیون | 

 

پیامبر اسلام فرمود:« هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.


حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید:« این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت
:« این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.

پیامبر فرمود:« در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از  « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.»



منابع:
بحار الانوار، ج 26، ص 322، حدیث 14- امان الاخطار، ص 107 و 108

+ نوشته شده در  بیست و سوم بهمن 1385  مجید ندافیون | 

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری  می اید. زعفرجنی گفت :((کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : ((ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در  حین رفتن به آن شهر،عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند.ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .

وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود:((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار  را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت  می رسانند.)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند .

 خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح (فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:((پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم.))

حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم.

 

همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر  ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگونبخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد ...

 

جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))

 

من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!

 

گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س)چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم.)) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

 

در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد (ع) آنان را مرخص فرمود .

 

+ نوشته شده در  شانزدهم بهمن 1385  مجید ندافیون | 

 

روز اول...

آغاز ايام حسيني

ماجراي شعب ابيطالب عليه السلام

جنگ ذات الرقاع

اولين جمع آوري زكات

امام حسين عليه السلام در راه كربلا

قيام مردم مدينه بر عليه يزيد

 

روز دوم...

ورود امام حسين عليه السلام به كربلا 

نامه امام حسين عليه السلام براي اهل كوفه

 

روز سوم...

ورود عمر بن سعد به كربلا

 

روز چهارم...

فتواي شريح قاضي به قتل امام حسين عليه السلام 

 

روز پنجم...

روز ششم... 

ياري طلبي حبيب بن مظاهر از بني اسد

اولين محاصره فرات در كربلا

تراكم لشكر يزيد در كربلا 

 

روز هفتم...

ملاقات امام حسين عليه السلام با ابن سعد

منع آب از امام حسين عليه السلام 7

 

روز هشتم...

قحط آب در خيمه هاي حسيني 

 

روز نهم...

محاصره خيمه ها در كربلا

آمدن امان نامه براي فرزندان ام البنين عليها سلام

درخواست تاخير جنگ از سوي امام حسين عليه السلام تا یک شب دیگر

آمدن لشكر تازه نفس به كربلا به دستور ابن زیاد

خطابه امام حسين عليه السلام براي اصحابش 

 

روز دهم...

شهادت امام حسين عليه السلام 

شهادت حبيب بن مظاهر اسدي كوفي

شهادت مسلم بن عوسجه

شهادت حر بن يزيد رياحي

شهادت جون مولي ابيذر الغفاري

شهادت همسر وهب

شهادت شبيه ترين مردم به رسول خدا صلي الله عليه و آله علی اکبر حسین

شهادت قاسم بن الحسن عليه السلام

شهادت عبدالله بن الحسن عليه السلام

شهادت قمر منير بني هاشم ابالفضل

شهادت مولانا الرضيع علی اصغر

شهادت دیگر اصحاب

غارت اموال

فرار فاطميات و علويات در بيابانها

غارت كردن لباس و زره و…

جدا شدن سرهاي مطهر

به آتش كشيدن خيمه هاي آل الله

 شهادت دختران كوچك در کنار خیمه ها

 فرستادن  راس مطهر امام حسين عليه السلام به  كوفه در عصر عاشورا توسط خولی و ...

 خونين شدن ريشه هر گياهي

 قتل ابن زياد در عاشورای 67 هـ  به فرمان مختار

 به روایتی قيام حضرت مهدي عليه السلام در این روز خواهد بود 

 وفات ام سلمه 62-63 هـ

 

 

شب يازدهم محرم...

- شام غريبان كربلا

- سر امام حسين عليه السلام در تنور خولي 

 

 

روز یازدهم...

حركت كاروان اسرا از كربلا

تشكيل مجلس ابن زياد و جسارت با چوب

حركت اهل بيت امام حسين عليه السلام به سوي كوفه در عصر روز یازدهم 

 

روز دوازدهم...

دفن شهداي كربلا

ورود اهل بيت عليهم السلام به كوفه

روز شهادت حضرت سجاد عليه السلام بنابر قولی

 

روز سیزدهم...

اسراي اهل بيت عليهم السلام در مجلس يزيد

اسراي اهل بيت عليهم السلام در زندان كوفه

خبر شهادت امام حسين عليه السلام در مدينه و شام

شهادت عبدالله بن عفيف که در رکاب علی (ع) دو چشم خود را از دست داده بود 

 

روز چهاردهم...

روز پانزدهم...

فرستادن سرهاي مطهر شهدا به سوي شام 

 

روز شانزدهم...

روز هفدهم...

روز هجدهم...

روز نوزدهم...

حركت كاروان كربلا به سوي شام 

 

روز بیستم...

دفن بدن جون در كربلا  

 

روز بیست و یکم...

روز بیست و دوم...

روز بیست و سوم...

روز بیست و چهارم...

روز بیست و پنجم...

شهادت امام سجاد عليه السلام

 

روز بیست و ششم... 

شهادت علي بن الحسن المثلث 

 

روز بیست و هفتم...

روز بیست و هشتم... 

وفات حذيقه بن يمان ( یکی از هفت نفری که بر صدیقه طاهره نماز خواند)

تبعيد امام جواد عليه السلام به بغداد

ورود اسراي اهل بيت عليهم السلام به بعلبك 

 

روز بیست و نهم... 

رسيدن كاروان اسرا به شام 

نوشيدن صحيفه ملعونه

وفات ماريه قبطيه و تتمه ماه محرم

+ نوشته شده در  پانزدهم بهمن 1385  مجید ندافیون | 

 

تو دلم يه دنيا حرفه كه ميخوام بگم برا تو 

چي ميشه بيام دوباره ببينم كربُبلاتو


بـا خودم يه نـذري كردم كه اگه تو رو بـبينم

با همـون نگاه اول جونمو بدم برا تو


آقـاجون دلم گرفتـه مثـل آسمون پائيز

 ميدونـم مـرغ دل من دوبـاره كرده هواتو


دل من سائـل عشقه دل تو ساحـل غـمها

چي ميـشه كشتي قـلبم كناره بگيره با تو


چي ميشه خونه قلبم بشه جاي تو هميشه

 حك كني رو صفحه دل نقش روي دلرباتو

+ نوشته شده در  چهاردهم بهمن 1385  مجید ندافیون | 

 

 

سلام بر بدنهاي قطعه قطعه شده ، سلام بر اجساد پاره پاره  زير سم  اسب ها ، سلام بر لبهاي تشنه اي كه جام از باده ولايت خورد و سيراب گشت ، سلام بر ابوالفضل و مشكهاي پاره اش ، سلام بر گريه هاي علي اصغر از شدت تشنگي ، سلام برلحظه هاي شرمندگي رباب در پيشگاه نازدانه اش ، سلام بر لبهايي كه آيات خدا را مي خواند و سلام بر رگهاي بريده اي كه نواي قرآن سر مي داد ، سلام بر نگاه آخرين زينب سلام ا... عليها بر سالار تشنگان ، سلام بر لحظه هاي بريده شدن سر از بدن ، سلام بر آخرين شب حضور در كربلا و آخرين نماز شب زينب سلام ا... عليها در كنار شهدا.

 

اين سلامها مارا به دريايي از معرفت و شناخت در حق مولايمان حسين مي رساند ، عزاداران حسيني ، در هر زنجيري كه بر شانه هاي خويش مي كوبيد يا در هر ضربتی كه بر سينه می كوبيد ياد سلسله سلام ها را به استفاده از زيارت ناحيه آقا امام زمان عج در دل ياد كنيد.

+ نوشته شده در  یکم بهمن 1385  مجید ندافیون | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.

پیوندهای روزانه
آپلود عکس
ماهنامه اشکذر
حسینیه سفید اشکذر
شورای شهر اشکذر
دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر
پایگاه اطلاع رسانی اشکذر
اس ام اس رایگان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
سیدمحمد خاتـمی
مردی از تبار باران
از ثلاله زهرا
از نسل پاکان
امید مردمان ایران زمین
دوستش می داریم
ایران تو را می خواند
رئیس جمهور من
به وسعت تمام خوبیها
ای اسوه عشق
از نسل خوبان
از جنس ایران
 

 ASHKEZAR

هفتاد و دو تن
شهرستان اشکذر