تبليغاتX
السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله
هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد

ای مردم ما در زمان های پرُ عِناد و بد کینه گرفتار شده ایم.

انسانِ نیک دل و پاکدامن را در این روزگار بد می شمرند،و ستم کاره در این عصر بر تند بادِ غرور و نخوت اش می افزاید.

آن چه میدانیم سودمان نمی بخشد و آنچه را نمیدانیم نمیپرسیم و از بدبختیِ کوبنده ای که فرا می رسد بیم نداریم تا آنگاه که بر سَرمان فرودآید.

 

مردم بر چهار گروه اند :

یکی آنکه از پلیدکاری در زمین بازنمی ایستد مگر هنگامی که جانش ناتوان گردد و تیغش کُند و دستش تهی.

دیگری آنکه شمشیر را برکشیده و آتشِ شرارتش را برافروخته و سواره و پیاده اش را بسیج کرده،خود را فروخته و ایمانش را باخته است تا ثروتِ خَلق را به غارت برََد یا بر سَرِ سپاهی فرمان راندَ و یا بر سَرِ منبری بالا رود.

چه بد سودایی است که دنیای پست را بهای خویشتنِ خویش بینی و آن را در ازای آنچه نزدِ خدا داری بگیری.

 

دیگری با کارِ دین در طلبِ دنیا است و نه با کارِ دنیا در طلبِ دین؛ آرامش و وقار به خود میدهد و قدم هایش را آهسته و نزدیک به هم برمی دارد ودامنِ ردایش را به پرهیزگاری فرا می چیند و خود را به درست کاری می آراید و پوششِ خدا را پناهِ پلید کاری و معصیتِ خدا میگیرد.

و چهارمین، کسی که از عَجزِ خویش، از دست یافتن به قدرت درمانده است و از بیچارگیِ خویش به بیچارگی خو کرده و به ضعف و فقر و ذلتِ زندگیِ خویش تن داده است، آنگاه به نامِ قناعت خود را آرایش میدهد و به جامهٔٔ پارسایی خود را زینت می بخشد و در حالی که نه در خانه،نه در بیرون،نه در دل و نه در زندگی،مردِ این کار نیست.

 

در این روزگار، تنها تک مردانی باقی مانده اند که یادِ روزِ بازگشت، چشم هایشان را فرو بسته و حولِ مَحشر اشک هایشان را جاری کرده است. اینان از معرکهٔٔ اجتماع رانده شد ه اند؛ بیمناک و بی کس، لب دوخته و خاموش، دعوت کنندهٔٔ پاک دل، سوگوار و دردمند.

+ نوشته شده در  بیست و یکم آبان 1388  مجید ندافیون | 

امروز می خواهم در پای جمال گل آل یاسین؛ پرپر شوم.
امروز شمع شعف در شبستان آرزوهایم فروزان شده و آهوی رمیده ی اشتیاقم ضمانت دلدار می جوید.
امروز وصال دست قنوت با ضریح زیبای رضا، نیاز را به ضیافت سحاب سخاوت می خواند.
امروز آوای اذان اهل راز از گلدسته های صحن خلوص، می خیزد و جماعت عاشقان برپاست.


مشهد، بهشت شیعه و نعیم پایدار یار در هماره هستی است.
قبله قبیله قرب است و مطاف پروانه های شوق.
مشهد، تنها قطعه ای پاک از بسیط خاک نیست؛ عرش نامتناهی رحمان و عطای بی انتهای سبحان است و کعبه ی اهل زمین و بیت المعمور ساکنان آسمان.
مشهد، کربلای رضاجویان عاشورایی است.


سلام بر تو ای خورشید خورشیدها و ای مونس جان ها!
شقایق های احساس و نسترن های نیاز و بنفشه های عطوفت، نثار گام هایت باد ای هشتمین شمشاد ولایت!
سلام بر تو ای یاور مستمندان!
درود نرگس و تحیت شمشاد و سپاس یاس و سلام سپیدار بر آستان قدسی ِ پناه ضعیفان و بارگاه باهر کرامت یار و رواق رفیع شفاعت.


در میلاد نور و شکفتن غنچه ی اشراق، بر باره ی طرب می نشینیم و در رکاب رهوار دل به سوی سپیده می رویم.
خاک وجود شیعه را از ازل با باده ی ولایت و عشق سرشته و ویرانه سرای دلش را مهیای عمارت و عمران ساخته اند و رضای آل محمد(ص)، هشتمین خُم طهور دلدادگان است.
ای اولین غریب ارض و هشتمین قریب عرش!
ذره ای از غبار قدومت را به سایه ی طوبی و بهشت برین نمی دهیم.
ضریحت مأمن وفاست و حرم پاکت عطر جانبخش ولا دارد.

+ نوشته شده در  هفتم آبان 1388  مجید ندافیون | 

زادروز خجسته مهر و مهربانی را که فروغ گرمابخش روشنگرش از لبخند شکفته در چشم های نجیبت می تراود تبریک می گوییم. 


خدا را می خوانیم و می خواهیم تا طعم تلخ صبر و صداقت را در کام اخلاق و نیک اندیشی و جوانمردی ات شیرین کند و خاتم انگشتری زیبا و زینت افزای میهن را با نقش نام محمدی ات در آفاق محبت و معنویت درخشنده تر سازد.

ای دل دریایی ات امیدوار         آَسمان شو ابر شو باران ببار
آب باران باغ صد رنگ آورد         موج سبز از سینه سنگ آورد

شصت وششمین سالروز تولد استاد مهر جناب آقای سیدمحمد خاتـمی مبارک باد.

+ نوشته شده در  بیست و یکم مهر 1388  مجید ندافیون | 

پیشانی خوارج از طولِ سُجود قرحه بسته و دست هایشان از بسَ در حالِ سُجود بر روی خاک و ریگزارهای داغ و خاشاکِ زمین چسبیده بوده و چسبیده مانده، مثلِ کفِ پای شتر پینه بسته!

اینها همه حافظِ قرآن، شب زنده دار و روزه گیر و مُتهجد، و کسانی بودند که در امرِ به معروف و نهیِ از منکر به اندازه ای مُتِعصب و به اندازه ای فداکار بودند، که دشمن را به شگفتی می انداخت.

در جریان جنگ صفین این مقدس های خَوارج داد زدند که "ما بر روی قرآن شمشیر نمی کشیم؛ این قرآن مُقدس است !!!

هر چه حضرت علی(ع) داد زد که آخر کدام قرآن مقدس است ؟ این قرآنی که روی پرچمِ عمروعاص است،کاغذ است و خط است؛ کاغذ و خط مقدس نیست!!!

این معنی است که مقدس است؛ این قرآن یک شیءِ مُتِبَرکِ مقدس نیست؛ این قرآن یک پیام است،سخن است؛ آنجا که پیامِ قرآن، سخنِ قرآن، رفتار و روشِ قرآن و خودِ حرف هست، خودِ قرآن هم هست؛ اگر نیست، کاغذ و قلم و مُرکّب است !

آنها را بزنید، که فریب و دروغ است !!!به جایی نرسید...

چه کسی جرات دارد دربارهٔ قرآن چنین حرفی بزند؟!

شمشیرها روی حضرت علی(ع) برگشت:"ما بر روی قرآن شمشیر نمی کشیم!"

 

چه رنجي بزرگ تر از اينکه ملتي عاشق علي باشد و عاقبت يزيد را داشته باشد؟

و چه رنجي بالاتر از اينکه در اين دنيا يک ملتي هست که مارک علي بر پيشاني سرنوشتش خورده و از فقر، از خواب، از تخدير، از تفرقه و از کوتاه انديشي، و از بدبيني، ضعف و ذلت رنج ببرد؟

و به راستی خوارج فقط در دوران حضرت علی(ع) زندگی می کردند یا !!!!!!

+ نوشته شده در  ششم مهر 1388  مجید ندافیون | 

25 سال سکوتِ علی است که خطاب به همهٔ انسا نها است، انسا نهایی که علی را می شناسند.

بیست و پنج سال سکوت در نهایتِ سختی و سنگینی برای یک انسان، آن هم نه یک انسانِ گوشه گیر و راهب، یک انسانِ فعالِ اجتماعی.

این سکوت، خود یک جمله است، یک سخن است.

بنابراین امام، گاه با سخناش حرف می زند و گاه با سکوتش، گاه با پیروزیهاش درس میدهد و گاه با شکستهایش.

خطابِ او به ماست و رسالتِ ما نیز معلوم است :

شناختنِ این درس ها،

و خواندنِ این سخنان

و شنیدنِ این سکوت ها...

علی مردی است که بیست و سه سال برای ایمان و ایجادِ یک هدف و یک عقیده در جامعه اش مبارزه کرده است، بیست و پنج سال تحمل کرده است،خودخواهیها و نقشهها و خود پرستیهای هم گامان و هم صفها و هم یارانش را برای وحدتِ اسلام در برابرِ دشمنِ مشترک تحمل نموده است و سکوت کرده است، و پنج سال به خاطرِ تحققِ عدالت و گرفتنِ انتقامِ مظلوم از ظالم و استقرارِ حقِ مردم و نابود کردنِ باطل حکومت کرده است.

علی، میثمِ خرما فروش را، که خرماهای خوب را از بد سَوا کرده و به دو قیمتِ مختلف میفروخت میبیند و برَآشفته به او می گوید:

 "چرا بندگانِ خدا را تقسیم میکنی ؟!" و با دستهایش خرماهای بد و خوب را مخلوط میکند و می گوید که همه را با یک قیمتِ میانگین بفروش"، یعنی تساوی در مصرف،اساسِ عدالت در همهٔ مکت بهای عدالت خواهِ جهان.

بیست و سه سال مبارزه برای مکتب، ایمان، عقیده، بیست و پنج سال تحملِ نا ملایمات و خود خواهی های افراد برای حفظِ وحدتِ مسلمین در برابرِ دشمنِ بیگانه و پنج سال حکومت برای استقرارِ عدالت در میانِ تودهٔ مردم.

اینست که امروز روشنفکرِ جامعهٔ اسلامی، از هر مذهب و مکتبی که باشد، همین قدر که آزاده و آزادیخواه و ضد استعمار و ضد تبعیض باشد،به علی نیازمند است. زیرا که امروز جامعهٔ اسلامی ایمانش را از دست داده، هدف ش را از دست داده، جوششِ اعتقادی در میانِ اندیشه هایش مُرده و بنابراین به مکتب نیازمند است.

ای روزگار، کاش می توانستی همهٔ قدرت هایت را، و ای طبیعت، کاش می توانستی همهٔ استعدادهایت را در خلقِ یک انسانِ بزرگ، نبوغِ بزرگ و قهرمانِ بزرگ جمع م یکردی و یک بارِ دیگر به جهانِ ما یک علیِ دیگر می دادی.

+ نوشته شده در  هشتم شهریور 1388  مجید ندافیون | 

در ايام جواني داستاني به ظاهر فكاهي ولي در باطن پندآموز برايمان نقل مي كردند كه فردي در نصيحت به جمعي مي گفت بايد موهاي زايد بدن را به موقع زايل كنيد. اگر موي زيربغل به اندازه يك بند انگشت بلند شود در طبقه اول جهنم و اگر به اندازه دو بند انگشت بلند شود در طبقه دوم جهنم و اگر به اندازه يك انگشت بلند شود در قعر جهنم خواهيد افتاد و هميشه هم بر اين امر تاكيد مي نمود.

روزي تعدادي از جوانان آن جمع تصميم گرفتند زير بغل آقاي ناصح را ببينند. با انجام اين كار با تعجب مشاهده كردند موي زير بغل او از انگشت دست هم بلندتر است .

به او گفتند : آقا تو كه در قعر جهنمي .

پاسخ داد : اين مطلب را براي شما مي گفتم مصلحت من چيز ديگري است و من نگران جهنم نيستم.

 
در سالهاي اخير مردم ما با نوعي برخورد بعضي از مسئولان و مديران با رخدادها و حوادث سياسي و اجتماعي و اقتصادي مواجهند كه چندان بي شباهت با داستان طنزگونه فوق نيست . هر چند از بركات و نعماتي كه همواره متوجه مردم ما است مخاطب پذيري در برابر مسئولان و شخصيت هاي بشير و نذير در اجراي قوانين و مقررات و ساير موضوعات اجتماعي است ولي بروز تناقض آشكار بين آنچه از سوي همين مسئولان و شخصيت ها به مصلحت مطرح و با آنچه كه حقيقت داشته و يا به حقيقت مي پيوندد زمينه را براي گسترش ترديد و ابهام و بي اعتمادي در جامعه فراهم نموده است خاصه اينكه هرگز به اين تناقضات پاسخ متقن و روشن داده نشده و بدتر آنكه رسانه ملي هم طبق معمول هميشه سعي در توجيه مصاديق به وجود آمده دارد.

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مرداد 1388  مجید ندافیون | 

                                         السلام علیک یا صاحب الزمان(ع) 

 

میگن قراره یه روزی یکی بیاد به نام مهدی(ع)

قرار بیاد و به همه کارها سر و سامون بده

راستش همه آدمها با هر دین و مذهبی یه جوری این رو قبول دارن...یه نجات دهنده...

ما که دیگه هیچ مثلا مسلمون هم هستیم و آخر ادعا

به گفته آقای خاتمی"ما نشستیم تا مهدی(ع) بیاد و خودش کارها رو درست کنه"

بیاد و به تک تکمون بگه

آی رئیس فلان قسمت تو که سوادشو نداری،تو که کاربلد نیستی ، چرا جای کس دیگه ای رو گرفتی!!!

آی کارمند فلان اداره چرا بجای این که کار خودت رو انجام بدی رفتی چسبیدی به یه سری از کارهای دیگه!!!

آی اونایی که یه روزی با خدا معامله کردید چرا حالا طرف معاملتون شده بنده خدا!!!

چرا با پست و مقام و پول خودتون رو به دنیا فروختید!!!

آی مسئول چرا مشکلات رو گردن این و اون می ندازی!!!

پس شما با این همه حقوق و دک و پز و خدم و حشم چکاره اید!!!

راستی مگه میشه فقط نشست و منتظر بود!!!

پس به قول مهران مدیری...مینشینیم...

نظر شما چیه؟؟؟

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1388  مجید ندافیون | 

بخشی از سخنرانی سید محمد خاتمی در بیت الحکمه، تونس

وقتی حکومت های مستبد به نام اسلام حرمت انسان را نادیده گرفتند و حاکمیت او را بر سرنوشت خود نفی کردند و ظاهر پرستی را اساس نظم اجتماعی به حساب آوردند،طبیعی است که چراغ خردورزی فرد بمیرد و انسانی که حرمت و کرامت او پایمال شده است حکومتها و نظم موجود و حتی مبنای آن را که متأسفانه صورتی از دین بود نفی کند.

دامن زدن به اختلافات، ایجاد ترس نابه جا از یکدیگر در کشورهای منطقه و جهان اسلام، جدا نگه داشتن آنها از همدیگر و حتی رویا رو قرار دادن آنها نیز شگرد دیگری است که همه توان جهان اسلام را می گیرد و آن را از تحول و پیشرفت باز می دارد.
دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در درون این کشورها، سوء استفاده از تعصبات نا به جا و ظاهر پرستی ها در جهت برافروختن آتش جنگ مذهبی و فرقه ای نیروهایی را رویاروی هم قرار می دهد که همگی باید دست به دست هم برای بازگرداندن عزت و اقتدار پیشین و پیشرفت و توسعه کشورهایشان و یافتن جایگاهی بالاتر در عرصه جهانی تلاش کنند و بدین سان نیروی خلاق و سازنده، بدل به نیروی مخرب و تشدید کننده عقب ماندگی می شود.

از میان همه عوامل مؤثر در پیدائی مشکلات امروز جوامع اسلامی به دو عامل ویرانگر اشاره می کنیم کنم که عبارتند از استبداد داخلی و استعمار خارجی که به صورتهای گوناگون کم و بیش همه کشور ها ما را تحت تأثیر منفی خود قرار داده است و به ویژه در یک قرن گذشته پیوستگی میان استبداد و استعمار عامل مضاعف نگون بختی ما بوده است.

+ نوشته شده در  سوم مرداد 1388  مجید ندافیون | 

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

***

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

***

آب اگر نیست نترسید‌ در این قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز 

+ نوشته شده در  هشتم تیر 1388  مجید ندافیون | 

سلام به پيشگاه زهرای اطهر زيباترين غزلی که خداوند آن را سرود

و سلام بر خانه کوچک زهرا که از همه تاريخ بزرگتر است.(سيـدمحمـد خاتمـی)

 

 

همه در انتظارند تا در اين خانه پسری متولد شود و به خاندان عبدالمطلب و خانواده محمد(ص) قدرت ، اعتبار و استحکام ببخشد.

خديجه پير شده و سنش از شصت می گذرد.آيا فرزندی خواهد آورد؟

آری ، شور و اميد در اين خاندان جان گرفت و التهاب به آخرين نقطه اوج خود رسيد.

آخرين شانس و آخرين اميد...

امـا...فرزند دختر است!!!

نامش را فاطمه گذاشتند.

 

بنی اميه خوشحال و مسرور ، فرياد زدند که محمد(ص) ابتر شده!!!

 

زندگی می گذرد و محمد(ص) پيامبر می شود و فاتح مکه و قريش.همه در زير فرمانش ، سايه اش بر سراسر شبه جزيره می گسترد و آوازه اش در زمين و آسمان می پيچد و در يک دست قدرت و در دستي ديگر نبوت

 

اکنون او تنها يک فرزند دارد.يک دختر...حضرت فاطمه(ع)

فاطمه(ع) آفريده ايمان،جهاد،انقلاب،انديشه،انسانيت و ... و وارث همه مفاخر خاندانش

 

"ای محمد به تو کوثر عطا کرديم.پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی کن.

همانا دشمن کينه توز تو ابتر است"

 

اکنون يک دختر ملاک ارزشهای پدر می شود و ادامه دهنده سلسله ای بزرگ.سلسله ای که از آدم(ع) آغاز می شود و بر همه رهبران آزادی و بيدار تاريخ انسان گذر می کند و به ابراهيم(ع) می رسد و موسی(ع) و عيسی(ع) را به خود می پيوندد و به محمد(ع) می رسد و آخرين حلقه اين زنجير الهی کسی نيست جز حضرت فاطمه(ع).

 

................................ای فاطمه،ای عصاره عصمت و آئينه پاکی تولدت مبارک...............................

+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1388  مجید ندافیون | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.

پیوندهای روزانه
آپلود عکس
ماهنامه اشکذر
حسینیه سفید اشکذر
شورای شهر اشکذر
دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر
پایگاه اطلاع رسانی اشکذر
اس ام اس رایگان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
سیدمحمد خاتـمی
مردی از تبار باران
از ثلاله زهرا
از نسل پاکان
امید مردمان ایران زمین
دوستش می داریم
ایران تو را می خواند
رئیس جمهور من
به وسعت تمام خوبیها
ای اسوه عشق
از نسل خوبان
از جنس ایران
 

 ASHKEZAR

هفتاد و دو تن
شهرستان اشکذر