![]() |
![]() |
|
| هیئت عزاداران 72تن شهرستان اشکذر - یزد |
|
حسينبنعلي(ع) در برابر نظام خودكامهایي ايستاد كه هم جهالت را بر مردم حاكم كرده و هم اختناق،استبداد و بيتفاوتي را. به طوري که آناني كه فرياد زدنـد خـاموش شدند،ياران بيدارگر و بيداريآفرين پيامبر يا سرنوشتشان تبعيد بود و يا حلقومشان دريده دست دشمنان قرار گرفت. عدهاي نيز سر در آخور يزيد و بنياميه برده و اين سوال پيش نميآمد كه بر جامعه اسلامي چه شده است، در حالي كه هنوز 50 سال بيشتر بر امت اسلامي نگذشته بود. در اينجا حسينبنعلي (ع) فريادي ميزند كه طنينش در همه نسلها و همه عصرها گوشها را نواخته و لرزه بر اندام امتهاي اسلامي ميافكند. سال 61 هجري پيام حسين بن علی(ع) كه از درونمـايـههـاي سـبـز ايـشـان جـان گـرفـته، همه جنبشهاي رهاييبخش را ارتزاق كرده، به آنها جان، روح و آرمان ميدهد. ميگويد كه حسين بن علی(ع) زنده است و زندگيبخش، زيرا ایشان با عدالت بود. حسين بن علی(ع) ميخواهد به ما بياموزد كه به هوش باشيد دين يزيد و بنياميه با آرمانهاي بعثت فاصله فراوان دارد.در دين آنان، تحقير آدميان، خشونت و ارعاب مطرح، دارها آغشته به خون رادمردان و فريادها به نام دين خاموش شده است. حسين بن علی(ع) فرياد زد كه اگر من در روز عاشورا شهيد شدم مواظب باشيد در عاشوراي ديگر حسينهاي ديگر را ذبح نكنند كه هر روز عاشورا، هر زمين كربلا و هر ماهي محرم است. حسين بن علی(ع) آمده است به ما بـيــامــوزد كــه كــرامــت انـســان در ســايــه آزادي، آگــاهـي و مسئوليتپذيري وي محقق ميشود. همچنين فرياد ميزند كه دين من با ريـا،كلك،دروغ و نيرنگ ميانهاي ندارد. آنچه بزرگ است خـداست و انسانها در برابر قانون خـدا برابرند. |
|
+ نوشته شده در
سوم بهمن 1388 مجید ندافیون |
|
|
نبايد ما يک کلمه انقلاب بگذاريم و هر کارى دلمان مى خواهد بکنيم بگوييم که انقلابى است! انقلابى يعنى چه ؟ مگر اسلام عوض مى شود در انقلاب؟! اسلام همان اسلام است. ملت ايران بايد بدانند اينها را که يک اشخاص مفسد آمدند. |
|
+ نوشته شده در
چهاردهم دی 1388 مجید ندافیون |
|
|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع) عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن و این دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود اگر چه عقل نیز اگر پیوند خود را با چشمه خورشید قطع نکند، عشق را در راهی که می رود تصدیق می کند آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست امام عشق و یارانش وارد سرزمین کربلا شدند این کاروان حامل پیام بزرگی به تاریخ بشریت است ولی صد افسوس که همه این پیام را به اشتباه تفسیر کردند |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم آذر 1388 مجید ندافیون |
|
|
بوی محرم می آید محرمی که باز هم یاد حضرت سیدالشهداء(ع) و یارانش را زنده می کند محرمی که با آمدنش همه جا را سیاه پوش می کند محرمی که با آمدنش زمین غمگین می شود و آسمان اندوهبار محرم می آید تا ما حسینی بشویم نه برای چند روز بلکه برای یک عمر راستی حسینی شدن یعنی چی؟ یعنی در مقابل یزیدهای زمانه نهراسیم اگر دین نداریم آزاد زندگی کنیم یعنی اینکه باید بایستیم حتی به بهای از دست دادن جان گاهی باید کشته شد تا زنده ماند آنها که تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند مرده های خاموش و پلید تاریخند در عصر نتوانستنها آنجا که نتوانیم ظلم را شکست دهیم رسوایشان سازیم آری حسینی شدن بسیار سخت و دشوار است
|
|
+ نوشته شده در
هفدهم آذر 1388 مجید ندافیون |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
هشتم آذر 1388 مجید ندافیون |
|
ای مردم ما در زمان های پرُ عِناد و بد کینه گرفتار شده ایم. انسانِ نیک دل و پاکدامن را در این روزگار بد می شمرند،و ستم کاره در این عصر بر تند بادِ غرور و نخوت اش می افزاید. آن چه میدانیم سودمان نمی بخشد و آنچه را نمیدانیم نمیپرسیم و از بدبختیِ کوبنده ای که فرا می رسد بیم نداریم تا آنگاه که بر سَرمان فرودآید.
مردم بر چهار گروه اند : یکی آنکه از پلیدکاری در زمین بازنمی ایستد مگر هنگامی که جانش ناتوان گردد و تیغش کُند و دستش تهی. دیگری آنکه شمشیر را برکشیده و آتشِ شرارتش را برافروخته و سواره و پیاده اش را بسیج کرده،خود را فروخته و ایمانش را باخته است تا ثروتِ خَلق را به غارت برََد یا بر سَرِ سپاهی فرمان راندَ و یا بر سَرِ منبری بالا رود. چه بد سودایی است که دنیای پست را بهای خویشتنِ خویش بینی و آن را در ازای آنچه نزدِ خدا داری بگیری.
دیگری با کارِ دین در طلبِ دنیا است و نه با کارِ دنیا در طلبِ دین؛ آرامش و وقار به خود میدهد و قدم هایش را آهسته و نزدیک به هم برمی دارد ودامنِ ردایش را به پرهیزگاری فرا می چیند و خود را به درست کاری می آراید و پوششِ خدا را پناهِ پلید کاری و معصیتِ خدا میگیرد. و چهارمین، کسی که از عَجزِ خویش، از دست یافتن به قدرت درمانده است و از بیچارگیِ خویش به بیچارگی خو کرده و به ضعف و فقر و ذلتِ زندگیِ خویش تن داده است، آنگاه به نامِ قناعت خود را آرایش میدهد و به جامهٔٔ پارسایی خود را زینت می بخشد و در حالی که نه در خانه،نه در بیرون،نه در دل و نه در زندگی،مردِ این کار نیست.
در این روزگار، تنها تک مردانی باقی مانده اند که یادِ روزِ بازگشت، چشم هایشان را فرو بسته و حولِ مَحشر اشک هایشان را جاری کرده است. اینان از معرکهٔٔ اجتماع رانده شد ه اند؛ بیمناک و بی کس، لب دوخته و خاموش، دعوت کنندهٔٔ پاک دل، سوگوار و دردمند. |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم آبان 1388 مجید ندافیون |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
هفتم آبان 1388 مجید ندافیون |
|
|
زادروز خجسته مهر و مهربانی را که فروغ گرمابخش روشنگرش از لبخند شکفته در چشم های نجیبت می تراود تبریک می گوییم.
ای دل دریایی ات امیدوار آَسمان شو ابر شو باران ببار شصت وششمین سالروز تولد استاد مهر جناب آقای سیدمحمد خاتـمی مبارک باد. |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم مهر 1388 مجید ندافیون |
|
|
پیشانی خوارج از طولِ سُجود قرحه بسته و دست هایشان از بسَ در حالِ سُجود بر روی خاک و ریگزارهای داغ و خاشاکِ زمین چسبیده بوده و چسبیده مانده، مثلِ کفِ پای شتر پینه بسته! اینها همه حافظِ قرآن، شب زنده دار و روزه گیر و مُتهجد، و کسانی بودند که در امرِ به معروف و نهیِ از منکر به اندازه ای مُتِعصب و به اندازه ای فداکار بودند، که دشمن را به شگفتی می انداخت. در جریان جنگ صفین این مقدس های خَوارج داد زدند که "ما بر روی قرآن شمشیر نمی کشیم؛ این قرآن مُقدس است !!! هر چه حضرت علی(ع) داد زد که آخر کدام قرآن مقدس است ؟ این قرآنی که روی پرچمِ عمروعاص است،کاغذ است و خط است؛ کاغذ و خط مقدس نیست!!! این معنی است که مقدس است؛ این قرآن یک شیءِ مُتِبَرکِ مقدس نیست؛ این قرآن یک پیام است،سخن است؛ آنجا که پیامِ قرآن، سخنِ قرآن، رفتار و روشِ قرآن و خودِ حرف هست، خودِ قرآن هم هست؛ اگر نیست، کاغذ و قلم و مُرکّب است ! آنها را بزنید، که فریب و دروغ است !!!به جایی نرسید... چه کسی جرات دارد دربارهٔ قرآن چنین حرفی بزند؟! شمشیرها روی حضرت علی(ع) برگشت:"ما بر روی قرآن شمشیر نمی کشیم!"
چه رنجي بزرگ تر از اينکه ملتي عاشق علي باشد و عاقبت يزيد را داشته باشد؟ و چه رنجي بالاتر از اينکه در اين دنيا يک ملتي هست که مارک علي بر پيشاني سرنوشتش خورده و از فقر، از خواب، از تخدير، از تفرقه و از کوتاه انديشي، و از بدبيني، ضعف و ذلت رنج ببرد؟ و به راستی خوارج فقط در دوران حضرت علی(ع) زندگی می کردند یا !!!!!! |
|
+ نوشته شده در
ششم مهر 1388 مجید ندافیون |
|
|
25 سال سکوتِ علی است که خطاب به همهٔ انسا نها است، انسا نهایی که علی را می شناسند. بیست و پنج سال سکوت در نهایتِ سختی و سنگینی برای یک انسان، آن هم نه یک انسانِ گوشه گیر و راهب، یک انسانِ فعالِ اجتماعی. این سکوت، خود یک جمله است، یک سخن است. بنابراین امام، گاه با سخناش حرف می زند و گاه با سکوتش، گاه با پیروزیهاش درس میدهد و گاه با شکستهایش. خطابِ او به ماست و رسالتِ ما نیز معلوم است : شناختنِ این درس ها، و خواندنِ این سخنان و شنیدنِ این سکوت ها... علی مردی است که بیست و سه سال برای ایمان و ایجادِ یک هدف و یک عقیده در جامعه اش مبارزه کرده است، بیست و پنج سال تحمل کرده است،خودخواهیها و نقشهها و خود پرستیهای هم گامان و هم صفها و هم یارانش را برای وحدتِ اسلام در برابرِ دشمنِ مشترک تحمل نموده است و سکوت کرده است، و پنج سال به خاطرِ تحققِ عدالت و گرفتنِ انتقامِ مظلوم از ظالم و استقرارِ حقِ مردم و نابود کردنِ باطل حکومت کرده است. علی، میثمِ خرما فروش را، که خرماهای خوب را از بد سَوا کرده و به دو قیمتِ مختلف میفروخت میبیند و برَآشفته به او می گوید: "چرا بندگانِ خدا را تقسیم میکنی ؟!" و با دستهایش خرماهای بد و خوب را مخلوط میکند و می گوید که همه را با یک قیمتِ میانگین بفروش"، یعنی تساوی در مصرف،اساسِ عدالت در همهٔ مکت بهای عدالت خواهِ جهان. بیست و سه سال مبارزه برای مکتب، ایمان، عقیده، بیست و پنج سال تحملِ نا ملایمات و خود خواهی های افراد برای حفظِ وحدتِ مسلمین در برابرِ دشمنِ بیگانه و پنج سال حکومت برای استقرارِ عدالت در میانِ تودهٔ مردم. اینست که امروز روشنفکرِ جامعهٔ اسلامی، از هر مذهب و مکتبی که باشد، همین قدر که آزاده و آزادیخواه و ضد استعمار و ضد تبعیض باشد،به علی نیازمند است. زیرا که امروز جامعهٔ اسلامی ایمانش را از دست داده، هدف ش را از دست داده، جوششِ اعتقادی در میانِ اندیشه هایش مُرده و بنابراین به مکتب نیازمند است. ای روزگار، کاش می توانستی همهٔ قدرت هایت را، و ای طبیعت، کاش می توانستی همهٔ استعدادهایت را در خلقِ یک انسانِ بزرگ، نبوغِ بزرگ و قهرمانِ بزرگ جمع م یکردی و یک بارِ دیگر به جهانِ ما یک علیِ دیگر می دادی. |
|
+ نوشته شده در
هشتم شهریور 1388 مجید ندافیون |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سال ۱۳۷۹ آغاز راهی بود بس زیبا برای تعدادی نوجوان و جوان عاشق به حسین و ۷۲نفر از یاران مهربان و وفادارش.امید است در ادامه راهمان ثابت قدم باشیم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
آپلود عکس ماهنامه اشکذر حسینیه سفید اشکذر شورای شهر اشکذر دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر پایگاه اطلاع رسانی اشکذر اس ام اس رایگان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
سیدمحمد خاتـمی مردی از تبار باران از ثلاله زهرا از نسل پاکان امید مردمان ایران زمین دوستش می داریم ایران تو را می خواند رئیس جمهور من به وسعت تمام خوبیها ای اسوه عشق از نسل خوبان از جنس ایران |
|
ASHKEZAR
|